سینه زنی
اشعار آیینی شاعر و مداح اهل بیت برادر کامران داداش نیا
سلام دوستان پس از یه مدت دوری از فزای مجازی بالاخره دوباره آپ شدم اما این بار دو بیت در وصف اباعبدالله الحسین ( ع ) به روز شدم . امید وارم خوشتون بیاد . راستی نظر یادتون نره هااااااااااااا ؟؟؟؟!!!!!!!!

اینم از شعر : 

عشق یعنی کار تو باشد جنون

عشق یعنی عاشق دلبر شدن تا پای جون

بگذار که این گونه بگویم من به تو

عشق یعنی حا و سین و یا و نون


بازم خواهش می کنم که با نظرات خودتون راهنماییم کنید . یا علی مدد

[ 92/06/07 ] [ 18:53 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
سلام دوستان پس از یه مدت دوری از فزای مجازی بالاخره دوباره آپ شدم اما این بار دو بیت در فراق آقا امام زمان ( عج ) به روز شدم . امید وارم خوشتون بیاد . راستی نظر یادتون نره هااااااااااااا ؟؟؟؟!!!!!!!!

اینم از شعر : 

ای صاحب عصر و الزمان تو کجایی 

آقای زمین و آسمان تو کجایی 

در جمع محبان تو مهدی بگوییم 

ای منتقم خون شهیدان تو کجایی 


بازم امیدوارم خوشتون بیاد و نظرم یادتون نره . یا علی مدد 

[ 91/06/20 ] [ 0:5 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
سلام دوستان عزیز ، دوباره به روز شدم . درسته یکم دیر شد ولی خرده نگیرید ، خودتون که بهتر می دونید ، ماه محرم و صفر بود و موقع امتحاناتم بود دیگه اینجوری شد که نتونستم زود تر از این آپ بشم . حالا امیدوارم از این شعرا خوشتون بیاد . درضمن نظرم یادتون نره .

شعر اول:

این دل هواییم راهی شده به علقمه

چون که عباس علی باب الحوائج منه

گوش کنید مسلمونا رقیه گفته به شما

حاجتاتونو بگید خیلی عموم با کرمه

شعر دوم :

من ابالفضلیم و افتخار من این است

بار عشق او بر دوش من سنگین است

عباس آن کسی است که خانم رقیه

به روی دوشش چون زینتی زرّین است

نظر یادتون نره . یا علی مدد

[ 90/11/18 ] [ 0:27 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
با عرض سلام خدمت همه ی دوستان گرامی ، قبل از هر چیز پیشاپیش حلول ماه محرم را به همه ی دوستان و ارادتمندان به اهل بیت و حضرت سید الشهدا تسلیت عرض می کنم و به همین مناسبت یک رباعی گفتم که تقدیم می کنم . نظر یادت نره .

اینم از شعر :

از راه اومد ماه محرم حسین

بر پا شده خیمه های غم حسین

کشته ی اشکه غریب کربلا

کجایید گریه کنای محرم حسین

امیدوارم خوشتون بیاد . نظر یادتون نره ها !!!؟؟؟؟

[ 90/09/02 ] [ 1:17 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
سلام به شما دوستان عزیزی که همیشه به من لطف دارید . ببخشید که دیر به دیر آپ میشم ، ولی به هر حال آپ میشم . مثل الآن که با یه مناجات آپ شدم . فقط خواهشن نظر یادتون نره ، مثل همیشه راهنماییم کنید .

اینم از شعر :

آقا بیا که بی تو دلم زارو غمگین است

درد جدایی از تو چقدر سنگین است

بدون تو آقا لحظه ها چقدر تلخ است

ولی کنار تو بودن نغز و شیرین است

ببین که عاشقان در انتظار ظهور توأند

برای همین کوچه های شهر نمادین است

ببین که نوکریت چقدر سربلندم کرد

برای گناه سرم همیشه پایین است

بگو چگونه و با که دردودل کنم آقا ؟

برای جدایی از تو دلم چه خونین است

کسی که عاشق تو نباشد ای آقا

به یقین گویم که او بی دین است

به امید این که خوشتون اومده باشه . یا علی مدد


[ 90/07/25 ] [ 11:58 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
سلام دوستان عزیز ، به کمک بسیاری از دوستان خوبم که من رو راهنمایی کرده بودن و مشکلات شعری رو که برای شهادت امام صادق ( ع ) گفته بودم رو به من گفتن ، من هم سعی کردم شعرو باز نویسی کنم و ایراداتی که دوستان گرفته بودن رو از شعرم پاک کنم . و حالا نسخه اصلاح شده ی شعر رو براتون می ذارم . امیدوارم خوشتون بیاد و اگر بازهم مشکلی تو شعر دیدید به من بگید ، خوشحال میشم . نظر یادتون نره .

شعر اول :

آسمان تیره شده از برای سوگ تو

چشم ها ابری شده در هوای سوگ تو

خورشید ، اشک خون می بارد در غم و اندوه تو

کعبه هم سیاه پوش شده از برای سوگ تو

همه ی عالم هستی سوگوار غم توست

زمزم هم گریان شده از نوای سوگ تو

به دست تو انتشار یافت درس توحید خدا

خدا هم هستی را کرده سرای سوگ تو

به دست تو احیا شد دین مصطفی

از این رو مکتب طه گشته منتهای سوگ تو

تمام زمین و آسمان در سوگ تو در محنند

مادرت زهرا هم گشته از عزدارهای سوگ تو

جبریل و سایر فرشتگان خدا هم که

با مادرت هم ناله گشته اند از برای سوگ تو

* * *

شقایق ها نشان داغ تو بر سینه دارند

لاله های دشت و صحرا هم از سوگوارهای سوگ تو

نیمه شب بود ، دشمن آمد خانه ات وقت نماز

برای همین است روز و شب ندارد عزای سوگ تو

هر کجا که برای تو آقا روضه ای بر پا شود

آن جا بهشت است ، نه سرای سوگ تو

یعنی هرکجا که برای تو گریانمان کنند

ما در بهشت خدا هستیم نه در عزای سوگ تو

--------------------------------------------------

شعر دوم :

وقتی در خانه ی آقای شیعیان آتش گرفت

آقا به یاد مدینه افتاد و جگرش آتش گرفت

به یاد آن دری که در همین شهر مدینه

به روی مادری افتاد و پسرش آتش گرفت

---------------------------------------------

شعر سوم :

وقتی خانه ی وحی خدا آتش گرفت

امام شیعیان گریان شد و دم گرفت :

گریه ی من برای خیمه های کربلاست

از برای خیمه های کربلا دلم گرفت

-----------------------------------------------

شعر چهارم :

یک بار دگر در مدینه خانه ای آتش گرفت

در پیش چشم مولا خانه اش آتش گرفت

چرا گریه هایش سرازیر به روی گونهاست ؟

مگر دختری در خانه اش آتش گرفت ؟؟؟!!


با امید رضایت شما از این چند شعر . لطفاً برای بهتر شدن اشعار من رو در این راه راهنمایی کنید . و نظر هم یادتون نره . یا علی مدد

[ 90/07/07 ] [ 14:58 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
سلام دوستان

شهادت جانگداز امام شیعیان را به شما تسلیت می گویم و منتهای تأسف خود را با این چند شعر ابراز می دارم . امیدوارم که خوشتون بیاد . راستی نظر یادتون نره .

شعر اول :

آسمان تیره شده از برای سوگ تو

چشم ها ابری شده در عزا و سوگ تو

خورشید ، اشک خون می بارد در غم و اندوه تو

کعبه هم سیاه پوش شده در سوگ تو

همه ی عالم هستی سوگوار غم توست

زمزم هم گریان شده در سوگ تو

به دست تو انتشار یافت درس توحید خدا

خدا هم هستی را کرده بزم سوگ تو

به دست تو احیا شد دین مصطفی

از این رو مکتب طه گشته آستان سوگ تو

تمام زمین و آسمان در سوگ تو در محنند

مادرت زهرا هم گشته عزدار در سوگ تو

جبریل و سایر فرشتگان خدا هم که

با مادرت هم ناله گشته اند در سوگ تو

* * *

شقایق ها نشان داغ تو بر سینه دارند

لاله های دشت و صحرا سوگوار سوگ تو

نیمه شب بود دشمن آمد خانه ات وقت نماز

برای همین است روز و شب ندارد سوگ تو

هر کجا که برای تو آقا روضه ای بر پا شود

آن جا بهشت است ، نه بزم سوگ تو

یعنی هرکجا که برای تو گریانمان کنند

ما در بهشت خدا هستیم نه در سوگ تو

--------------------------------------------------

شعر دوم :

وقتی در خانه ی مولا آتش گرفت

آقا یاد مدینه کردو جگرش آتش گرفت

به یاد دری که در همین شهر مدینه

به پشت آن در مادرش آتش گرفت

---------------------------------------------

شعر سوم :

وقتی خانه ی وحی خدا آتش گرفت

امام شیعیان گریان شد و دم گرفت :

گریه ی من برای خیمه های کربلاست

خیمه هایی که در کرببلا آتش گرفت

-----------------------------------------------

شعر چهارم :

یک بار دگر در مدینه خانه ای آتش گرفت

در پیش چشم مولا خانه اش آتش گرفت

چرا گریه هایش سرازیر به روی گونهاست ؟

مگر در آتش و دود دختری آتش گرفت ؟؟!


با امید رضایت شما از این چند شعر . لطفاً برای بهتر شدن اشعار من رو در این راه راهنمایی کنید . و نظر هم یادتون نره . یا علی مدد


[ 90/06/31 ] [ 17:16 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
سلام دوستان عزیز ! امروز این مناجات باامام زمان رو که حرف دل خودم با آقاست رو براتون می ذارم ، به اون امید که خوشتون بیاد . راستی یادتون نره که با نظراتون من رو در این راه یاری کنید . اللهم عجل لولیک الفرج

اینم از شعر :

آقا بیا که مردم ، از این فراق و دوری

آقا بازم صبوری ، آخه بگو چه جوری

صبوری حدی داره ، صبرم دگه سر اومد

پس کی میای آقاجون ، عمرم دیگه سر اومد

به آخر خط رسیدم ، این آخرین آرزومه

یه بار دیگه روی ماه تو ، این چشای من ببینه

می خوام تورو ببینمت ، چون یه دنیا حرف دارم با تو

که باید حرفامو بگم ، دونه دونه برای تو

نمی دونم چرا آقا ، تو نمیای عیادتم

مگه نمی بینی تو ، رو سجاده ی عبادتم

مگه نمی دونی که من ، تو احتضار رفتنم

نذار ناکام بمیرم ، این دم دمای مردنم

ناکام اونی نیست آقا ، که تو جوونی بمیره

ناکام اونیه که آقا ، روی ماتو نبینه و بمیره

حالا بگو چی شده که ، جوابمو تو نمیدی

دلت ز ما گرفته ، یا که زما بریدی

خودم می دونم آقا ، که این بار گناهم

دلت رو می سوزونه ، حتی پیش خدا هم

اما بازم آقا جون ، وساتطم و می کنی

میری  به خدا میگی ، ببخش که کرد جوونی

اما نشد که یک بار ، در جواب خوبیات

خنده رو لبات بکارم و ، جبران کنم مهربونیات

اما به جاش با گناهام ، نمک رو زخمت می ذارم

دلت رو خون میکنم و ، مثل ابر بهار می بارم

آقا بشم فدای ، این همه مهربونی

با این همه بار گناه ، حق داری منو برونی

اما التماست می کنم ، یه وقت منو نرونی

من می میرم اگه تو ، آقا منو برونی

بازم غروب جمعه ، دلم گرفته ، داغونه

پر زده تا علقمه تا ، روضه ی آب و عطش بخونه

به آن امید که خوشتون اومده باشه . باز هم تأکید می کنم نظر یادتون نره .

[ 90/06/22 ] [ 15:4 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
سلام دوستان عزیز ، این بار با یه مناجات اومدم ، باید منو ببخشید که واسه این ایام ضربت خوردن و شهادت امام علی ( ع ) و کلاً واسه لیالی قدر نتونستم شعری بزارم به خاطر همین این شعر مناجات با امام زمان(عج ) رو براتون گذاشتم . امید وارم که خوشتون بیاد . راستی نظر یادتون نره .

تموم لحظه های من ، به یاد تو می گذره

به یاد اون لحظه ای که ، دیدار تو مقرره

بی تو نفس نمی کشم ، هر لحظه من جون می کنم

وقتی یاد تو می کنم ، بی هوا ناله می زنم

یه عمره توی غیبتی ، نمیگی که یاری داری

نمیگی توی این دنیا ، چشم انتظاری داری

کاشکی میشد که یک شب ، تو خواب تو رو ببینم

حتی واسه یه لحظه ، روی ماهتو ببینم

باشه آق دیدار ما ، باشه واسه قیامت

اما بدون به دوریت ، هرگز نکردم عادت

نداره راه برگشت ، این سفر همیشه

غصه ی بی تو بودن ، هیچ وقت تموم نمیشه

هنوزم که هنوزه ، دلم هواتو داره

غروب روز جمعه ، تو رو یادم میاره

دلم چه بی قراره ، وقتی بارون می باره

روضه ی آب و عطش و ، به یاد من میاره

روضه ی دست ساقی ، روضه ی مشک پاره

شرمندگی ساقی ، که ما رو کرد بیچاره

رقیه توی خیمه ، نشسته ، چشم انتظاره

اما باباش اومد با ، یه مشک پاره پاره

رفت و از باباش پرسید ، باباجون پس عمو کو ؟

چرا جواب نمیدی ؟ ، بابا بگو عموم کو !

در جواب رقیه ، سرش و تکون داد حسین

رفت و عمود خیمه ی ، عباس و کشیدش حسین

بعد عباس دشمنا ، آتیش زدن به خیمه ها

بعد آتیش خیمه ها ، شد نوبت غارت اهل خیمه ها

غارت خلخال پاها ، غارت گوشوار گوشا

غارت گهواره و ، پیرهن پاره ی آقا

اما اینا همه به کنار ، اون داغی که کشته منو

آتیش زده جیگرمو ، پاره پاره کرد قلب منو

اینه که غارت کردن عمو ، معجر سوخته ی منو

تو این شبای احیا و قدر ما رو از دعای خیرتون بی بهره نگذارید . نظر هم یادتون نره . یا علی مدد

[ 90/05/28 ] [ 13:47 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
امروز شعری که برای ولادت امام حسن مجتبی ( ع ) آماده کردم رو براتون می ذارم امید وارم خوشتون بیاد . راستی دوستان عزیز نظر یادتون نره .

اینم از شعر :

در بیت علی قمری آمده است         

آری به برش گل پسری آمده است

جبریل امین هم که از عرش برین

برای بستن دخیل آمده است  

ازدحام سائلان هم از آن روست

که شنیده اند در این خانه کریم آمده است

در همین حال ندا آمد از سمت خداوند کریم

که معنی بسم الله الرحمن الرحیم آمده است

                                                                            در خانه ی وحی کریم آل طه آمد

                                                                             آری امام مجتبی به دنیا آمد

مولود نیمه ی ماه خدا حسن است

عاشق ترین بنده ی خدا حسن است

کسی که صفین گوشه ای از دلاوری های اوست

یقین بدان که آیات فتح روز نبرد حسن است

زمینه ساز قیام کرببلای حسین

جنگ با صلح امام حسن است

کسی که قرآن مجسم خداست

معنی تمام آیات قرآن حسن است

                                                                         این پسر آن قدر زیبا روست

                                                                         که خدا هم محو جمال اوست

کار او جز لطف و کرم چیزی نیست

هیچ سائلی از درب خانه ی او بی نصیب نیست

او سفره دار هر شب ماه خدا شده

پس جز او کسی لایق به وصف کریم نیست

از بس دست نوازش بر سر ایتام کشیده است  

شد باورم که یتیمی در مدینه نیست

 او وارث ولایت علی است و بس

جز او کسی لایق امامت بر مسلمین نیست

                                                                           پرچم اسلام شد سربلند به خاطر

                                                                           صلح او که نه سازش بلکه حماسه بود

حسن آن کسی است که در مدیه میخانه دارد

از سبویش هر کسی دل مستانه دارد

هرکسی که عاقبت گشته حسینی

زسودای حسن او دلی دیوانه دارد

هر کسی در این جهان شد زائر حسینش

در بهشت هم پیش اربابش حسن خانه دارد

کسی که در مدینه غریب است

حرم نه ، قبری از خاک دارد

                                                                یه روزی تو مدینه مرقدش رو ما می سازیم

                                                                یه حرم قشنگ تر از حرم امام رضا می سازیم

یا علی مدد

 

 

[ 90/05/23 ] [ 19:20 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
امروز این شعر و براتون می ذارم که برای وفات حضرت خدیجه گفتم ، این شعر همین امروز تمام شد و من برای استفاده ی شما کاربران گرامی گذاشتمش تو وبلاگ ، به آن امید که مورد قبول واقع شود . بازم میگم نظر یادتون نره .

اینم از شعر :

امشب تمام اهل جهان غصه دار تو

فرشتگان خدا هم شده اند بی قرار تو

هم ناله گشته اند همه ی آسمانیان

ای همسر خوبم در بزم عزای تو

اشکهای چشمان ستاره ها جاری است

برای دلداری من در عزای تو

دلتنگیم که دگر از حد گذشته است

برای همین آمده ام در کنار تو

ای مهربان ترین گل باغم به من بگو

که ز چه خزان شده بهار عمر تو

دل دختر تو برایت تنگ است

مانند شمعی که می سوزد بر مزار تو

یادم نمی رود شبی که رفتی به سفر

در کنارت فاطمه بود گریان تو

غم های خود را به فاطمه گفتی خدیجه جان

برای همین فاطمه گشت بی قرار تو

                                                                      از حادثه های بعد خود چه گفته ای به فاطمه ؟

                                                                      یادم نی رود که چنین گفتی به فاطمه

از غصه های تو ای دخترم گریه می کنم

بی تاب می شوم و خون گریه می کنم

از آتش مصیبت های تو آب می شوم

در حال آب شدن گریه می کنم

با غربت تو شهر مدینه چه می کند ؟

با قلب خسته و نگران گریه می کنم

ای چاره ام تو مرا بیچاره کرده ای

بنگر چو شمع می سوزم و گریه می کنم

غروب عمرت پشت دیوار و در است

برای آن پهلوی شکسته ات گریه می کنم

برای یاری ولی بازویت را می شکنند

برای غربت تو و پدرت گریه می کنم

بعد تو دخترم علی غریب شهر می شود

به حال همسرت علی زار گریه می کنم

فاطمه جان برای غریبی تو در مدینه

با اهل ارض و سما خون گریه می کنم

                                                                               همیشه روضه ات به لب می خوانم

                                                                               با تو خوب تا نمی کند مدینه می دانم

دوستان عزیز ما را از دعایتان خیرتان محروم نکنید . در ضمن نظر یادتون نره .

[ 90/05/17 ] [ 15:25 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
سلام به همه ی شما دوستان عزیز ، این شعر که درد و دل من با خداست رو گذاشتم ، امیدوارم که خوشتون بیاد ، در ضمن این شعر همین امروز تکمیل شد ، برای همین نتونستم زودتر از این شعری رو در وبلاگ بذارم .

اینم از شعر :

ای اونایی که هستید نا امید از راه رسید

کجایید ماه مناجات با خدا رسید

دوباره باز ماه مهمونی خدا شده

درهای رحمت او که وا شده

آدما بیاید عشق بازی کنید

خدا رو با کاراتون راضی کنید

اونایی که قهر کردین با خدا

بیاید برگردین تو دامن خدا

حالا موقع آشتی کنون با خداست

چون ماه رمضون ماه خداست

دیگه بسه قهر با خدا بیاید آدم بشیم

یکمی خیرات کنیم و خودمون حاتم بشیم

ما فقط باید به دنبال خدا بریم

به سمت ریا و دورنگیا نریم

دست به درگاه اللهی ببریم

حمله بر گناه و تباهی ببریم

خداجون توأم بیا و ماها رو یاری بکن

توی این ماه عزیز گناهامون و پاک بکن

نگامن کن ، ما رو که غرق گناهیم خدا جون

بذار بی تعارف بگم ما رو سیاهیم خدا جون

نگاه کنید گناه کارا دست خدا به سمت ماست

ما فراری هستیم از خدا و اون به فکر ماست

هرباری که توبه کردیم دوباره

از پرونده ی ما گناه می باره

هر باری که ما میخواستیم به خدا ببریم پناه

شیطون گولمون زد و دباره رفتیم سمت گناه

ای خداجون نگاهی کن تو به ما

ببین که داریم صدات می زنیم ما

چرا تا می بینی ما رو خدا جون

فوراً پسمون می زنی تو خدا جون

مگه ما چقدر بدیم ای خدای مهربون

که دیگه نمی خوای تو ما رو خدا جون

یعنی اینقدر بد شدیم که دیگه

حاضر نیستی ببینی ما رو دیگه

خداجون قسم میدم تو رو به آقامون علی

خدایا با نگاهی دلمو بکن تو منجلی

به امید اون روز که خدا همه ی ما رو ببخشه . دوستان عزیزم نظر یادتون نره .

[ 90/05/15 ] [ 16:19 ] [ کامران داداش نیا ] [ ]
درباره وبلاگ

از روز ازل من به حسین دل بستم
از لعل لبش اینگونه من سرمستم
ای اهل جهان دلخوشی من این است
که تا به ابد من حسینی هستم
-------------------------------------
این وبلاگ متعلق به کامران داداش نیا می باشد .
هرگونه برداشت و کپی برداری از این وبلاگ با نام منبع مجاز می باشد .
تمامی اشعار این وبلاگ متعلق به کامران داداش نیا می باشد .
ودر پایان از حسن انتخاب شما دوست عزیز متشکرم و از شما می خواهم با نظرات خود من را راهنمایی کنید .
-------------------------------------
شماره ی تماس : 09390024614
-----------------------------------
با تشکر از شما :
کامران داداش نیا